پاسکال

پاسکال

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1396 توسط حسین
پس از اینکه پاسکال از نظارت بر انتشار «نامه» آخرش فراغت یافت و به پاریس بازگشت، اعتقادات مذهبی وی بدلیل ارتباط نزدیکش با وقوع یک معجزه در دیر راهبه‌های پورت رویال افزایش یافت. خواهرزادهِ ۱۰ ساله پاسکال بنام مارگارت پریر دچار بیماری فیستول بود که باعث عفونی شدن بدنش شده بود و چشمها و بینیش را نیز تحت تأثیر قرار داده بود و پزشکان از مداوای وی ابراز ناامیدی کرده بودند. سپس در۲۴ مارس سال ۱۶۵۷ یک انسان معتقد چیزی را به پورت‌رویال اهدا کرد که به عقیدهِ وی و سایر معتقدین خاری از تاجی بود که باعث شکنجه مسیح شده بود. راهبه‌ها طی مراسمی با خواندن سرودهای مذهبی این خار را در محراب دیر خود قرار دادند. هر کدام از راهبه‌ها به نوبت این جسم مقدس را می‌بوسیدند و یکی از آنها که مارگارت را در بین عبادت‌کنندگان دید، جسم مقدس را برداشت وبا آن پای دخترک را لمس کرد. غروب همان روز مارگارت اظهار داشت که چشم‌هایش دیگر درد نمی‌کنند و مادر مارگارت نیز متوجه شد که اثری از بیماری در بدن دخترک نیست و پزشک نیز از این قضیه را تاکید کرد. پاسکال و نه راهبه این قضیه را که به اعتقاد آنها یک معجزه بود، در دور و اطراف پخش کرد. هفت پزشک دیگر که از بیماری مارگارت مطلع بودند، اعلام کردند که به عقیدهِ آنها معجزه اتفاق افتاده‌است. ماموران اسقف نیز این مسئله را بررسی کردند و به همان نتیجه رسیدند و اجازه برقراری مراسم مذهبی را در پورت‌رویال دادند. جمعیت زیادی از معتقدین برای دیدن و بوسیدن این خار آمدند و تمامی کاتولیک‌های پاریس نیزاز این معجزه احساس شادمانی کردند. بعدها هم کاتولیک‌ها و هم یانسن‌گراها از این معجزهِ مستدل در دفاع از عقاید خود استفاده کردند. در سال ۱۷۲۸، پاپ بندیکت XIII با اشاره به این معجزه اظهار داشت که عصر معجزه هنوز به پایان نرسیده‌است.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1396 توسط حسین
پاسکال که نوشتن این مجموعه را در سال ۱۶۵۶ آغاز کرد، با این اثر ضربه‌ای به‌یادماندنی به کازویستری، آیین مذهبی مذهب مشهوری که متفکران کاتولیسم در اوایل دوره مدرن (مخصوصا یسوعیان) از آن پیروی می‌کردند، وارد کرد. پاسکال مغلطه گری را استفاده از استدلال پیچیده برای توجیه بی بند باری اخلاقی عنوان کرد. روش استدلال وی بسیار زیرکانه بود: «نامه‌های ایالتی» به گونه‌ای نگاشته شده‌است که چنین به نظر می‌رسد که شخصی پاریسی به دوستان ایالتی خود در موارد اخلاقی و الهیات، نامه‌هایی را نوشته که پس از مدتی باعث ایجاد محافل مذهبی و اندیشمندانه در پایتخت می‌شود. پاسکال با تلفیق عقاید یک کشیش باهوش و تجربیات افراد عادی سطحی جدید از نگارش را در نثر فرانسه ایجاد کرد. این مجموعه ۱۸ نامه‌ای طی سال‌های ۱۶۵۶ و ۱۶۵۷ با تخلص لوئیس دی مونتالت چاپ شد که باعث خشم لوئیس چهاردهم گردید. پادشاه در سال ۱۶۶۰ دستور داد تا تمام نسخه‌های این مجموعه را بسوزانند. در سال ۱۶۶۱ مدرسهِ یانسن‌گراها در پورت‌رویال محکوم و بسته شد. کسانیکه در آن مدرسه کار می‌کردند در سال ۱۶۶۵ سندی با عنوان فتوای پاپ را امضا کردند که تعالیم یانسن را محکوم کرد و آن را بدعت خواند. آخرین نامهِ پاسکال در سال ۱۶۵۷ نشاندهندهِ تمرد آشکارا از پاپ بود و باعث شد الکساندر هفتم نامه‌ها را محکوم کند. اما این کار مانع خواندن این نامه‌ها توسط تحصیل‌کردگان فرانسه نشد. حتی به نظر می‌رسید که الکساندر هفتم هم با اینکه نامه‌ها را محکوم کرده، اما در خفا استدلالات پاسکال را پذیرفته‌است. چند سال بعد او بی بند و باری در کلیسا را محکوم کرد و دستور داد متون مغلط بازنویسی شوند


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1396 توسط حسین
در تاریخ ۲۳ نوامبر سال ۱۶۵۴ او در تصادفی روی پل نیلی گرفتار شد که در آن اسب‌های کالسکه که کنترل خود را از دست داده بودند از دیواره پل پایین افتادند و کالسکه را به دنبال خود کشیدند. خوشبختانه در این حین میله اتصال شکسته شد و کالسکه از اسب‌ها جدا و نیمی از آن از پل آویزان شد. پاسکال و دوستانش در این حادثه صدمه‌ای ندیدند، اما فیلسوف احساساتی که مرگ را در جلوی چشمانش دیده بود، از وحشت غش کرد و مدتی بیهوش شد. او که ۱۵ روز بعد حوالی ساعت ۱۰٫۳۰ تا ۱۲٫۳۰ به هوش آمد، تصویر مذهبی قوی‌ای در ذهنش نقش بسته بود که آن را در یادداشتی کوتاه سریعاً ثبت کرد: آتش. «خدای ابراهیم، خدای اسحاق، خدای یعقوب، و نه خدای فلسفه دانان و دانشمندان و...». ا. یادداشت خود را با نیایش ۱۱۹:۱۶ ختم نمود: «پیغام تو را فراموش نخواهم کرد. آمین.» او این یادداشت را با دقت به کت خود دوخته بود و هرگاه لباس خود را عوض می‌کرد آن را نیز جا به جا می‌کرد. خدمتکار او این یادداشت را پس از مرگ پاسکال پیدا کرد.[۸] در طول زندگی اغلب به غلط از وی به عنوان مردی لاابالی یاد می‌شد و بعدها تنها به دلیل اینکه بستر مرگ برای خود ساخته بود، طرد شد.

پاسکال که عقاید و باورهای مذهبی‌اش جان تازه‌ای گرفته بود در ژانویه ۱۶۵۵ سفری ۲ هفته‌ای به صومعه‌ای قدیمی در پورت رویال کرد. در این زمان یعنی بعد از تحولات مذهبی بود که او اولین اثر ادبی خود در مورد مذهب را با نام نامه‌های ایالتی نوشت.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1396 توسط حسین
پاسکال در اثر اصلی خود Pensées موضعی علیه دین اسلام و محمدبن عبدالله اتخاذ کرد. او عیسی مسیح و محمدبن عبدالله را باهم مقایسه کرد، رابطهٔ آن دو را تضاد اعلام نمود و به بهشتی که در قرآن وصف شده تاخت. در یکی از نسخه‌های منتشرشده از Pensées، فصلی هست مجزا تحت عنوان Contre Mahomet. این جنبه از تفکر او اغلب، و به خصوص در کشورهای اسلامی، نادیده گرفته شده.[نیازمند منبع]

با توجه به زندگی پاسکال، می‌توان گفت که دو مورد دلیل تغییر مذهب وی بوده‌اند: بیماری و یانسن‌گرایی. از حدود هجده سالگی بود که پاسکال به نوعی بیماری عصبی دچار شد که هر روزه وی را آزار می‌داد. در سال ۱۶۴۷، در پی یک حملهٔ عصبی، پاسکال دچار لمسیِ اندام شد، به‌طوری‌که بدون عصا قادر به راه رفتن نبود. وی همیشه دچار سردرد بود و از آن پس همیشه مشکل سوزش روده و معده داشت؛ پاهایش همواره سرد بودند و برای جریان یافتن خون در آنها، نیاز به کمک بیرونی بود. پاسکال برای گرم کردن پاهایش همواره جوراب‌هایش را در شراب خیس می‌کرد. برای استفاده از روش‌های درمانیِ بهتر وی به‌همراه خواهرش ژاکلین به پاریس رفت. سلامتی او بهبود یافت، اما سیستم عصبی پاسکال همچنان دچار مشکل بود. علاوه بر این، وی دچار خودبیمارانگاری بود که تأثیر بسیاری بر شخصیت و نگرشش داشت. پاسکال بسیار عصبی و تندخو شد و بسیار کم می‌خندید، که این رفتارها از دید بعضی نشانه‌های غرور و سلطه‌جویی بودند.[۳] در سال ۱۶۴۵، لگن پدر پاسکال دچار آسیب دیدگی شد و در نتیجه وی تحت مراقبت یک دکتر یانسن‌گرا قرار گرفت. بلز اغلب با دکتر مکالماتی داشت و پس از درمان موفقیت‌آمیز پدرش از طریق وی کتاب‌هایی از نویسندگان یانسن‌گرا به امانت گرفت. در این دوره پاسکال نوعی «دگرگونی اولیه» را تجربه کرد و طی سال پس از آن شروع به نوشتن درباره موضوعات دینی کرد.

پاسکال در این زمان احساس دوری از عقاید اولیه مذهبی اش را داشت و طی چند سال این دوره را که به گفته وی «دوره زمینی» بود سپری کرد. پدر پاسکال در سال ۱۶۵۱ از دنیا رفت و به‌دنبال آن بلز اموال پدر را به ارث برد و سرپرست خواهرش ژاکلین شد که علی‌رغم میل برادر در همان سال در پورت-رویال راهبه شد. زمانی که وقت سوگند پایانی ژاکلین بود، بلز از دادن پول ارث پدر به وی برای مخارج راهبه شدن (جهیزیه عروس مسیح) خودداری کرد. بدون پول، ژاکلین نمی‌توانست موقعیت چندان مناسبی در دیر راهبه‌ها داشته باشد. به همین خاطر پاسکال نرم شد و تصمیم خود را عوض کرد.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1396 توسط حسین
پاسکال پیش از آنکه فیلسوف باشد، در درجه اول مدافع مذهب کاتولیک بود.[۱] اهتمام او بیشتر بر این بوده که مسائل را به وسیله وحی و حیات مسیحی حل کند. اگرچه برخی او را در شمار فیلسوفان بزرگ فرانسوی نام برده اند، اما دیگران از اطلاق نام فیلسوف بر او امتناع کرده اند. هانری برگسون و ویکتور دلبو، پاسکال را در کنار دکارت به عنوان دو فیلسوف عمده فرانسوی که نماینده دو خط مختلف فکری اند قرار داده اند. ژاک شوالیه دقیقاً بدان جهت که او همت خویش را «مصروف به مسائلی داشته است که انسان در رویارویی با مرگ برای خویشتن مطرح میسازد» در او شخصیت فیلسوف بزرگی دیده است.[۲]

از سوی دیگر از نظر رونوویه، پاسکال بیش از آن متفکری شخصی است که شایسته عنوان عنوان فیلسوف باشد و امیل بریه به صراحت تام اعلام میکند که پاسکال فیلسوف نیست؛ بلکه عالم و مدافع آیین کاتولیک است


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1396 توسط حسین
مطالعات پاسکال در مورد سیالات (هیدرودینامیک و هیدروستاتیک) بر اساس اصول سیالات هیدرولیک بود. اختراعات او در این زمینه شامل فشار هیدرولیک (استفاده از فشار هیدرولیک برای افزایش نیرو) و سرنگ بود. در سال ۱۶۴۶، پاسکال از آزمایش‌ها اوانجلیستا توریچلی[ در ارتباط با فشارسنج آگاهی یافت. وی این آزمایش‌ها را دوباره با استفاده از لوله‌ای پر از جیوه تکرار کرد و این لوله را به صورت وارونه درون کاسه‌ای از جیوه قرار داد و پاسکال این سؤال را مطرح کرد که چه نیرویی بخشی از جیوه را درون لوله نگهداشته و چه چیزی فضای بالای جیوه در لوله را پر کرده‌است. در آن زمان اکثر عالمان بر این عقیده بودند که غیر از خلا ماده‌ای نامرئی در آن فضا وجود دارد.

پاسکال به‌دنبال انجام آزمایش‌ها دیگری در این زمینه در سال ۱۶۴۷ پاسکال Experiences nouvelles touchant le vide (تجربیات جدید از خلأ) را نوشت که در آن قوانین اصلی در مورد میزان تأثیر فشار هوا بر مایعات مختلف عنوان شده بود. پاسکال همچنین دلایل این مسئله را که چرا در بالای ستون مایعات در لوله بارومتر خلا وجود دارد را عنوان کرد.

در سال ۱۶۴۸، پاسکال مطالعات خود را در این زمینه ادامه داد و در همین راستا شوهرخواهرش یک بارومتر را به ارتفاعات بالا برد و این نکته به اثبات رسید که سطح جیوه تغییر می‌کند و پاسکال این آزمایش را با انتقال بارومتر به بالای برج یک کلیسا در پاریس و سپس به پایین آن تکرار کرد. این آزمایش‌ها که در نهایت منجر به بنیاد نهادن اساس بارومترشد با تحسین مردم در سرتاسر اروپا مواجه شد.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1396 توسط حسین
علاوه بر دستاوردهای دوران کودکی اش، پاسکال در بقیه زندگی اش نیز بر دانش ریاضی تأثیر گذاشت. در سال ۱۶۵۳، پاسکال رساله‌ای به نام «در باب مثلثات حساب» (به فرانسوی: Traité du triangle arithmétique) نوشت که در آن یک صورت جدولی راحت برای ضرایب دوجمله‌ای شرح داد که امروزه مثلث پاسکال نامیده می‌شود. یانگ هو ریاضی‌دان چینی از سلسله کین ۴ قرن پیش از پاسکال به مسئله‌ای مشابه مثلث پاسکال پرداخته بود.

در سال ۱۶۵۴ پاسکال تحت تأثیر یکی از دوستانش شوالیه دو مره که به مسائل قمار و شرط بندی علاقه داشت، با فرما در این باب مکاتبه کرد و نتیجه آن مکاتبات تئوری احتمالات در ریاضی بود. و مشکل مورد نظر وی این بود که دو باریکن قمار که بازی را زودتر ترک می‌کنند، با توجه به وضعیت موجود بازی، می‌خواهند با توجه به شانسشان برای بردن بازی، سهام را عادلانه تقسیم کنند. از این مبحث نظر امید ریاضی بوجود آمد. پاسکال بعدها (در «تفکرات») از استدلال‌های احتمالی استفاده می‌کرد، (شروط پاسکال)، تا ایمان و اعتقاد به خدا و زندگی زاهدانه را توجیه کند. کارهای ارزشمند فرمت و پاسکال در احتمالات و ریاضیات مبنایی بسیار مهم برای لایبنیتس در خلق فرمول ریاضیات بسخردی محسوب می‌شود


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1396 توسط حسین
پاسکال در منطقهٔ کلِرمون-فِران در ناحیهٔ Auvergne در فرانسه متولد شد. در سه سالگی، مادرش، آنتونیت بگن را از دست داد. پدرش، اتین پاسکال (۱۶۵۱-۱۵۸۸)، قاضی و عضو Petite noblesse بود و به علوم و ریاضی علاقه داشت. بلز پاسکال برادر ژاکلین پاسکال بود و دو خواهر دیگر داشت که تنها یکی از آنها به نام ژیلبرت دوران کودکی را به سلامت طی کرد.

در سال ۱۶۳۱، اتین به‌همراه فرزندانش به پاریس نقل مکان کرد. اتین، با توجه به نبوغ فوق‌العادهٔ پسرش، تصمیم به آموزش وی گرفت. پاسکال جوان در همان ابتدا استعداد خود را در ریاضیات و علوم طبیعی نشان داد، که شاید مکالمات همیشگی پدرش با عالمان برجستهٔ علوم هندسه در پاریس، ازجمله رابروال، مرسن، دسارگوس، میدورگ، گاسندی و دکارت جزو دلایل تمایل پاسکال بوده‌باشد. در یازده سالگی رساله‌ای کوتاه دربارهٔ اصوات اجسام ارتعاشی نوشت و پدرش در جواب به این موضوع، مطالعهٔ ریاضات را برای وی تا سن ۱۵سالگی ممنوع کرد تا بلز از مطالعهٔ لاتین و زبان یونانی بازنمانَد. بااین‌حال، یک روز اتین متوجه شد که بلز (که در آن زمان ۱۲ سال داشت) با تکه‌ای زغال بر روی دیوار، اثباتی مستقل درمورد این‌که مجموع زاویههای یک مثلث برابر است با دو زاویهٔ قائمه نوشته‌است. از آن زمان به بعد پاسکال اجازهٔ مطالعهٔ اقلیدس را یافت.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1396 توسط حسین
پاسکال در سه سالگی مادرش را از دست داد و تحت آموزش پدرش قرار گرفت. کارهای اولیهٔ پاسکال در علوم طبیعی و کاربردی بود که وی در آنجا نقشی مهم در ساخت ماشین حسابهای مکانیکی و مطالعه سیالات داشت. وی همچنین با عمومیت دادن کار اِوانجِلیستا توریچِلی نقشی مهم در توضیحِ مفهوم فشار و خلأ نیز ایفا کرد. پاسکال همچنین در دفاع از روش علمی نوشته‌های باارزشی دارد.
پاسکال به ایجاد دو زمینهٔ جدید تحقیقاتیِ مهم کمک کرد. وی در ۱۶ سالگی رساله‌ای مهم در باب هندسه تصویری نوشت و در زمینه تئوری احتمال از ۱۶۵۴ با پیر دی فرما مکاتباتی داشت. پاسکال همچنین نقش چشمگیری در پیدایش اقتصاد مدرن و علوم اجتماعی داشت.

پاسکال، به‌دنبال تجربهٔ یک وضعیت عرفان در ۱۶۵۴، کارهای علمی خود را رها کرد و باقیِ عمر خود را وقفِ فلسفه و الهیات کرد. دو اثر مشهور وی، Lettres provinciales و Pensées حاصلِ این دوران هستند. پاسکال سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و مرگ زودهنگام وی ۲ ماه پس از سی‌ونهمین سالروز تولدش به علایق و خواسته‌های او پایان داد.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1396 توسط حسین
بلِز پاسکال (به فرانسوی: Blaise Pascal) ‏ (زادهٔ ۱۹ ژوئن ۱۶۲۳ - درگذشتهٔ ۱۹ اوت ۱۶۶۲) ریاضی‌دان، فیزیک‌دان و فیلسوف فرانسوی است که در سال‌های پایانی عمر کوتاهش به الهیات روی آورد.


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است

تبليغاتclose
دفتر مقام معظم رهبری